
با علاقه ای که همیشه نسبت به شوپنهاور داشتم شروع کردم و از قبل رمان وقتی نیچه گریست از همین نویسنده خیلی غافلگیرم کرده بود. برای همین توقع بیشتری داشتم. خب از نظر فلسفی چیز تازه ای برای گفتن به من نداشت. اما متن روان و داستان جالبی داشت که باعث شد تا آخرش ادامه بدم و بخونم. یکی از شخصیت های داستان به نام فیلیپ نمادی از خود شوپنهاوره و انگار که ذهن دوقولوی اون باشه. فیلیپ به دلیل مشکلی که داشته ( اعتیاد جنسی) سالها مشاوره میرفت اما نتیجه ای نمی گیره و در نهایت با شوپنهاور وافکارش آشنا میشه و متوجه میشه که بیماریش داره درمان میشه و دیگه از اعتیاد جنسی اش خبری نیست اما اتفاقی که میفته اینه که اون رو به فردی منزوی که قادر نیست ارتباط صمیمی و نزدیک با بقیه آدم ها برقرار کنه تبدیل میکنه و به دلایلی که توی داستان بهش اشاره میشه تصمیم میگیره به یه گروه روان درمانی بپیونده و تصور کنید شوپنهاور بره به یک گروه روان درمانی :)
مشاورِ گروه درمانی که اسمش جولیوس هست در اواخر کتاب، به این موضوع اشاره میکنه که درمان شوپنهاور برای فیلیپ در اون زمان و با مشکلاتی
که داشته راه حل خوبی بوده اما حالا بعد از گذشت بیست سال ، اون مشکل حل شده و دیگه نیازی به دیدگاه های شوپنهاور و این تنهایی طلبی و .... نیست و این درمان همراه با خودش یک سری مشکلات داشته که دوباره باید درمان بشن و اون رو به یک شهر باستانی تشبیه میکنه که دور تا دورش رو دیوار ساختن تا از سیلاب ناشی از رودخانه نزدیک شهر در امان بمونه اما قرن ها بعد با این که آب رودخونه خشک شده باز هم شهر هزینه ی بسیار زیادی رو داره پرداخت میکنه تا دیوار سر جاش بمونه.
توصیفات کتاب از جلسات گروه درمانی و اتفاقاتش و همینطور شخصیت های داستان جالب بودند و یک فصل در میان هم به توضیح زندگی خود آرتور شوپنهاور و آثار و نظریاتش به صورت مختصر میپرداخت
نویسنده در پایان کتاب نوشته است که :
تردیدی نیست که شوپنهاور یک انسان گریز به تمام عیار بود. بدبین، متکبر و پنهان کار بود و با خوار پنداشتن دیگران ، آنها را به بازی میگرفت («دوپایان» اصطلاحی بود که برای آدم ها به کار میبرد) یکی از ناخوشایندترین شخصیت های تاریخی برای پیوستن به یک گروه درمانی. ولی فرض کنید این کار را میکرد! چه چالشی برای آن گروه درمانگر پدید می آورد! و حضورش در گروه چه کیفی داشت! و فکرش را بکنید: اگر گروهی بتواند به آرتور شوپنهاور کمک کند به هر کس دیگر هم می تواند!
بخش هایی از کتاب ( متن هایی که ایتالیک شدند از سخنان خود شوپنهاور هستند) :
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: زهرا کاظمیان
تاريخ: شنبه
18 اسفند
1397 ساعت: 18:50