خرید بک لینک

بخشی از وجود انسان هست که همواره با ذاتِ سطحی و رنجِ زندگی میجنگد، برای آزادی میجنگد و بخشی دیگر تمایل دارد که به آن عادت کند. قسمتی از مقدمه کتاب طاعون به یادم آمد که نوشته بود :
قضاوت جسم، بر قضاوت روح می چربد، جسم در برابر نابودی عقب می نشیند. پیش از آنکه به اندیشیدن عادت کنیم به زیستن عادت کرده ایم. در اغلب موارد، باید روح جسم را گول بزند تا اورا وادار به حرکت مرگ آور بکند. فشار دادن روی ماشه به خودی خود آسان است و ظاهرا بی ضرر، به محض اینکه بدن پی برد مقاومت می کند.

زندگی، مثل همان گودالی است که از شن ساخته شده و هیچ راهِ فراری از آن نیست، طوفانِ شن مرگبار است و هر روز میتوان ریزش دانه های شن را دید و رنجِ بودن و زیستن را لمس کرد و این گودال ما را با نیازهایمان، گرسنگی، تشنگی، امنیت و سکس یا فرزندان اسیر میکند. اما مگر همین دانه های شن، منشاء زندگی و تولد دوباره ای در این گودال نبودند؟

ما هرگز نمیتوانیم از این گودال فرار کنیم. اما میشود گودال بهتری ساخت؛ تسلای خاطری کوچک، امیدی کوچک، یک فریب اما بهتر از هیچ!؟


به مِی عمارت دل کن که این جهانِ خراب
بر آن سر است که از خاکِ ما بسازد خشت

حافظ

Movie : Woman in the Dunes (1964)

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمیان تاريخ: چهارشنبه 4 ارديبهشت 1398 ساعت: 10:16

صفحه بندی