خرید بک لینک

بخش اول :

میگفت : بیا و گوشت بخور! چیه این گیاهخواری تو آخه؟ همه ناراضین!!

گفتم : ولی خب اینجور نیست که... یچیزایی خوندم و فهمیدم و متوجه شدم اینجوری بهتره

گفت : همیشه دلت میخواد متفاوت باشی!! آخه تفاوت تو یه موضوع نه توی 10 تا ...

ادامه داد که : خیلی از کارهات فقط واسه اینه که بگی من متفاوتم! خودتم نمیدونی اما ناخودآگاهت اینکارو میکنه...

کتاب زیاد میخونی و میخری ، دینت رو کنار میذاری ، گیاهخوار میشی ،

هدف اصلی پشت همه اینها متفاون بودنه ، دوستش داری

من با یک نگاه میتونم بفهمم چی تو ذهن آدما میگذره


بخش دوم :
گفتم : من فکر و خیالام زیاد شده ، فکر نکنم خوابم ببره تو برو بخواب
گفت : داری بزرگ میشی
گفتم : زیادی دارم بزرگ می شم
گفت : پیر شدن
گفتم : من هنوز نوزده سالم نشده!
گفت : فقط یک عدده
گفتم : راست میگی ! در درون من 86 ساله ام
گفت : دوباره یک عدده!
گفتم : باشه ، عدد نه... من همیشه ستاره ام.
گفت : همون پیر
گفتم :کدوم دقیقا؟
گفت : وقتی نتونی بخوابی ، یعنی پیر شدی ، کارت تمومه...


بخش سوم :
خواندن این پست در اینستاگرام : کلیک


+ تا حالا شده یکی یه حرفایی بهت بزنه یا بشنوی یا بخونی و بترسی؟؟؟ 10 روز اخیر و سه بار این اتفاق افتاده...

و باور دارم که این ترس ها مقدمه ی تغییر آدم هاست ، مثل یه پتک میخوره توی سرت ، یه مسیری که نمیدیدی رو نشونت میده...

چند بار اینجوری ترسیدید؟


+ دقیقا وقتی امتحانام شروع میشه میام یه پست میذارم اینجا باز غیب میشم! این چه وضعشه آخه :/

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ساعت: 12:59

صفحه بندی