خرید بک لینک

1. بدترین کار بد شاید آن کار بدی است که می خواهیم بکنیم و نمی کنیم...

2. اما بیش از همه ، دوست داشت که در قلب این پسرها بخواند. این همیشه کتابی بوده است که دختر ها خواندنش را بیشتر دوست داشته اند. ولی خوب خواندنش در حد همه شان نیست.

3. مگر زندگانی به چه درد می خورد؟ما از شکم مادر بیرون می آییم ، زاده می شویم ، نمی دانیم برای چه...تنها یک چیز است که می دانیم : حوصله مان سر می رود! و همه ی آنچه در این دنیا می کنیم، تنها به این منظور است که درباره ی سر رفتن حوصله مان فکر نکنیم...

4. آنکه یخواهد روی آینده بنا کند ، مثل آن است که ساختمان را از سقف آغاز کند...

5. این شمایید که خودتان را رها می کنید! شرم آورنیست؟ شما بر و بازوی آن را داشته اید که با همه خطر های زندگی دست به گریبان شوید ، آن وقت با بزدلی می روید و سرتان را به دیوار پوچی می کوبید؟

پوچی یک دشمن است ، مثل دشمن های دیگر . گردنش را بگیرید و بپیچانید! ... پوزخند میزنید؟ ...شما اسلحه تان را به او تسلیم می کنید! ... دلم را به هم میزنید.

6. افسوس ! مردم تنها تا جایی درک عدالت دارند که با منافعشان سازگار باشد.

7. من دوست دارم ، تو را دوست دارم ، امروز آماده ام زندگی ام را و مرگم را در راه تو بدهم ، ولی فردایم را نمی دهم. من کسی نیستم که میخکوبم کنند...

8. گوش بده! غرش دریا را در این فطره خواهی شنید . تمامی دریا درون هر قطره است . همه طوفان هایش در آن منعکس می گردد. همین قدر کاش هر قطره ای می دانست و می خواست که بشنود!... بیا سر فرود آر! گوش خود را بر صدف آب چکانی که بر ساجل پیدا کرده ام بگذار ! جهانی در آن می گرید. جهانی در آن می میرد...

جان شیفته / جلد سوم / رومن رولان / ترجمه م ا به آذین

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمیان تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 13:03

صفحه بندی