خرید بک لینک

نردبامی بلند از بیرحمی دینی درکار است با پله های بسیار ؛ اما سه پله از آن از همه مهمتر است : روزگاری انسان برای خدای خود قربانی میکرد ، آنهم چه بسا عزیزترین کسانش را ، قربانی کردن نخست زادان در همه دین های پیش از تاریخ از این شمار است ، همچنین قربانی کردن تیبریوس در غار میترا در جزیره ی کاپری ، که درمیان کارهای نابحای رومیان از همه هولناک تر بود.

سپس در دوران اخلاقب بشریت ، انسان برای خدای خود قویترین غریزه هایی را که داشت ، [یعنی] «طبیعت» خود را قربانی میکرد : برق شادی این جشن از نگاه بیرحم زاهد ، این «ضدِ طبیعت» پرشور می تابد.

سرانجام دیگر چه برای قربانی کردن مانده بود؟ آیا به انجام کار نمی بایست یکباره هر آنچه را که آرامبخش و مقدس و شفابخش است، همه امید و ایمان به هماهنگی نهانی [جهان] ، به سعادتها و عدالت های آینده را قربانی کنند؟ آیا نمی بایست خدا را خود قربانی کنند ، و از سر ستم بر خویش ، سنگ و سفاهت و سنگینی و سرنوشت و «هیچ» را بپرستند؟ قربانی کردن خدا بر سر هیچ_ رازِ سختِ ناهمسازِ این آخرین بی رحمی است که دست زدن به آن سهم نسلی است که اکنون بار می آید : و ما همه از آن بویی برده ایم.

[قطعه 55]

فریدریش نیچه / فراسوی نیک و بد/ ترجمه داریوش آشوری

برچسب: بخش,سوم,سرشت,دینی, نویسنده: زهرا کاظمیان تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 15:45

صفحه بندی