خرید بک لینک

یکی از سخت ترین لحظات زندگیم اونجاییه که میخوام واسه چهار ماه و نیم وسایلمو جمع کنم! تمام لباسامو میریزم بیرون...

یه هر کدوم نگاه میکنم دلم نمیاد نبرمش!

به بلوز ها و شال و جوراب هایی که معلم دوست داشتنیم بهم کادو داده یا لباسا و شلوارا و مانتوهایی که مامانم با عشق برام دوخته و باهر بار پوشیدنشون احساس میکنم که اونها رو در آغوش گرفتم ...
با هزار کلنجار اینا رو گلچین کردم دیدم چمدون پر شد D:

الان دیگه واقعا نمیدونم چحوری باید نصفشو خالی کنم :))

فکر کنم آخرش بدم دست مامانم واسم خالی کنه D:

+ دستِ خودم بود کل اتاقمو بار میکردم میبردم تهران !

برچسب: نویسنده: زهرا کاظمیان تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 12:56

صفحه بندی