اشخاصی که فراید با آنها مصاحبه می کرد ، نکته ای را به صورت آشکار بیان میکردند که اشخاص خلاق همیشه می دانسته اند. مثلا کافکا در زمان کار کردن ، حتی تحمل نامزد دوست داشتنی اش را نداشت:
یکبار گفتی که دوست داری هنگامی که می نویسم ، کنارم بنشینی. گوش کن ، در آن صورت اصلا نمی توانم بنویسم. زیرا نوشتن به معنای آشکار کردن بیش از اندازه خود شخص است ؛ منتهای خودآشکاری و تسلیم ، که وقتی انسان درگیر دیگران است ، احساس می کند که در آن حالت از خود بیخود است و به همین سبب ، همیشه تا زمانی که معقول است ، پس می کشد... به این سبب است که انسان هنگام نوشتن ، هیچگاه آنقدر که باید تنها نیست ، که اطراف انسان در حال نوشتن ، هیچ گاه سکوت کافی وجود ندارد ، به این سبب است که حتی شب ، آنچنان که باید ، شب نیست.
صفحه 160
گروه ها شبیه به موادی هستند که در مغز تغییر ایجاد میکنند . اگر نظر گروه این باشد که پاسخ درست ، گزینه الف است احتمال بسیار بیشتری دارد که شما نیز باور کنید گزینه الف ، پاسخ درست است. اینطور نیست که آگاهانه بگویید ، «خب مطمئن نیستم ، اما به نظر آنها پاسخ درست گزینه الف است، پس من هم همان را انتخاب می کنم.» همچنین نمیگویید که ، «میخ واهم آنها از من خوششان بیاید ، پس فقط وانمود می کنم که پاسخ ، گزینه ی الف است.» نه ، شما کاری بس غیرمنتظره تر می کنید _ وخطرناک تر. بیشتر داوطلبان برنز گفتند به این دلیل با گروه همراهی کرده اند که «گمان کردند به طرز غیرمترقبه ای به یک پاسخ درست رسیده بودند.» به بیان دیگر ، آنان نسبت به تاثیر همگروهی ها بر خودشان کاملا کور شده بودند.
صفحه 169
سوزان کین / سکوت
برچسب: ندارد,
نویسنده: زهرا کاظمیان