اسمشم باخه :) - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 0:53
دختر: تنها خداوند میتونه خلق کنه و نابود کنه ، شما اصلا دین دارید؟ شما خدا ندارید؟ جک (آل پاچینو): اوه داریم خانم، من یه دین دارم ، اسمشم باخه ، یوهان سباستین باخو حداقل خدای من یه خدای تخیلی نیست. You Don't Know Jack (2010)
قراره پیچش هامو کم کنم... - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 0:53
الان تنها چیزی که میدونم اینه که خودم دستی دستی دارم زندگیمو به هم میپیچونم!کلا استعداد خاصی در زمینه پیچوندن همه چیز در هم دارم :)اما نوشتن ... آرام کننده است ، پیچشو کم میکنه ، ذهنو مرتب میکنه...وقتی توی دفتر شخصی ام مینویسم ، اصلا رعایت نمیکنم! همونجوری هر چیزی به مغزم میاد پرت میکنم روی کاغذ...ا...
جاده ای هست که همواره در آن قدم می زنی - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 0:53
یک هفته است اومدم خونه ، اما اونقدر سرعت اینترنت خرابه که ناخوآگاه از لپ تاپم فاصله می گیرم! به گمانم علت اکثر بیماری های افسردگی و یا شاید عصبانیت ایرانی ها همین سرعت اینترنت باشه! وقتی سه دقیقه معطل بمونی یه صفحه باز بشه خوب مشخصه چه بلایی سر آدمی میاد!! مگر اینکه کلا دست بکشی و ول کنی ! درباره ی ...
لاکپشتِ خسته... - تاریخ: 1395/12/18 ساعت: 0:53
خوشبختانه یا بدبختانه!! سرعت اینترنت خرابه و من نمیتونم به وب ها سر بزنم و کامنت بزارم و اصلا هیچی! حوصله مو سر برده اینترنت! میرم کتاب بخونم ^_^ + یکی از کابوس هام اینه : پاشم ببینم تمام دست فروشای انقلاب رو جمع کردند!!
تمدن و ملالت های آن (4) - تاریخ: 1395/8/12 ساعت: 10:45
این کتاب هم تموم شد :) قسمت هایی از فصل چهارم رو هم نوشتم بقیه رو هم کم کم تایپ میکنم... هر چند باید کل کتابو خوند تا فهمید! هر چند ممکنه کل کتابو بخونی بازم نفهمید مثل من! ولی خب خوندنشون بد نیست :) ادامه مطلب
سینوهه پزشک مخصوص فرعون - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 17:26
یکی از بهترین تجربه های کتابخوانی من بود واقعا... بعدا مفصل تر درمورد احساسم و فکرهام موقع خوندنش مینویسم ... اما قسمت هایی از کتاب رو که دوست داشتم رو میذارم :) ادامه مطلب
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد - تاریخ: 1395/7/30 ساعت: 17:26
اول میخواستم رمز دارش کنم ، دیدم حال ندارم رمزو بدم به همه ! اشکالی نداره اگه اون یه نفری که راجع بهش نوشتم بخونه ، برام مهم نیست، هست؟ نمیدونم! ادامه مطلب
مردان سرزمین من گرگ نیستند - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 16:33
داشتم صبحانه میخوردم و موسیقی گوش میدادم غرق لذت بودم... دوستم میاد میگه : بچه ها رفتن خرمالو چیدن ، بیاین ماهم بریم ذوق زده میشم ... سه تایی آماده میشیم میریم که خرمالو بچینیم... میبینیم چندتا کارگر توی حیاط دانشگاه دارن کار میکنن... میریم اونطرف حیاط که مزاحمشون نباشیم ، میبینیم اون ور خرمالو نیست...
گرد بادِ دوست داشتنیِ جذاب - تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 16:33
گرد بادِ دوست داشتنیِ جذاب + داره چه اتفاقی میفته؟؟ گرد باد ها همیشه از یه نسیم ساده ساخته میشن!
زندگی پوچ - تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 19:26
امروز خیلی خوش گذشت به من واقعا...روز تعطیل بود و خوابگاه خلوت... اینترنتی که همیشه به زحمت بهش وصل میشدم امروز با نهایت سرعتش در اختیار من بود ^_^ 13 تا فیلم دانلود کردم D: بعدشم بعد از کلی الان توی اتاق تنهام... عاشق این تنهایی ام ^_^ بچه ها رفتن مراسم واسه خودم آهنگ گذاشتم و توی اتاق میچرخم D: حس...
8 اصل موضوعه این هفته! - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 7:06
رفتم تو اتاق از یه نگاه به بشقاب دوستم میکنم میگم : این چیه؟ شام چیه؟؟ اون یکی دوستم جواب میده : آبِ پوست لوبیا با مقداری سیب زمینی شناور در آن D: هلاک غذاهامونم :)) بعدشم اومدیم ظرفامونو بشوریم... لامپ نداره :| دیگ تو تاریکی شستیم ... + خوابگاه خیلیم خوبه D: + یادم میاد ترم 1 که بودیم از ترک ها دل ...
فضا ، زمین و انسانیت - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:56
اگر از دورترین کرانه های فضا به زمین بنگریم ، به کوچکی ذره ی غبار خواهد بود. دفعه بعد که کلمه انسانیت را می نویسی ، این را به یاد داشته باش. - پل استر / سفر در اتاق کتابت
یافتمت... - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:56
همیشه منتظرش بودم ، روزی را که کسی را بیابم که با تمام وجودم احساس کنم میخواهم مانند او باشم ، میخواهم تمام زاویه های زندگیش را کشف کنم ... در تمام مدتی که داشتم از ویکی پدیا سرگذشت این بانو رو میخوندم قلبم میلرزید از شوق عجیبی ، از یک حس غریبی که نمیتوانم توصیفش کنم و اشکهایی که با خواندن چگونه به ...
پَکینگ! - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:56
یکی از سخت ترین لحظات زندگیم اونجاییه که میخوام واسه چهار ماه و نیم وسایلمو جمع کنم! تمام لباسامو میریزم بیرون... یه هر کدوم نگاه میکنم دلم نمیاد نبرمش! به بلوز ها و شال و جوراب هایی که معلم دوست داشتنیم بهم کادو داده یا لباسا و شلوارا و مانتوهایی که مامانم با عشق برام دوخته و باهر بار پوشیدنشون احس...
بغض سرگردان ابرم ، قله ی آرامشم تو - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:56
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم + بعضی آهنگ ها هیچوقت قدیمی نمیشن.. + هایده - شانه هایت
در باب انتخاب واحد - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:56
فردا صبح انتخاب واحد دارم... الانم خوابم نمیبره و میترسمم صبح خواب بمونم! + اینقدر که انتخاب واحدای دانشگامون همیشه نامعلومه و خرابه یا زود پر میشه کلاسا یا آخرش مجبور میشیم بریم آموزش درستش کنیم... مجبورم سر ساعت هشت برم انتخاب واحد کنم :/ + در بهترین حالت میتونم 22 واحد بردارم... ببینم چی میشه + م...
ماهیِ هنرمند - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:55
ببینید کبف کنید :) ماهی هنرمند... اینجا دانشمندان متوجه شدند که نزدیک سواحل یکی از جزایر ژاپن، کف اقیانوس نقاشیهای زیبا و منحصر به فردی کشیده شده. اول تصور بر این بود که یک انسان این نقاشیها را کشیده، اما؟!... مشخص شد یک نوع ماهی برای جلب نظر جفتش این آثار رو خلق کرده... و ما انسانها...؟!؟ + به قول ...
اطلاعیه :دی - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:55
1 امروز گواهینامه ام رو گرفتم ^_^ 2 دارم میییرم... تهران منتظرمه... 3 خیلی بده فکر کنی یه نفر که تا ستاره اش روشن میشد در هر حالتی که بودی مطالبشو میخونی حالا رفته ، قرار نیست بنویسه تو وبش؟ کامنتاش بسته است و دیگه نمیاد...you are just begin 4 ♥
تظاهر تا کجا؟ چرا نمیگیم چرا؟ - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:55
دیروز رسیدم تهران... اما خوابگاه بسته اس تا شنبه :| خیلی خوابگاه داغونی داریم...نباید یکی دو روز قبل از شروع کلاسا برقرار باشه؟ منم اومدم خونه عمو جان.قندک اینقدر شیطونه و عزیزه که نمیشه کنارش لپ تاپو باز کرد ، الانم رفتن مهمونی من موندم خونه که تونستم بیام. + این عموم رو بی نهایت دوست دارم.خیلی روش...
خیابانِ وسوسه انگیز - تاریخ: 1395/7/4 ساعت: 12:55
تنها گوشه ایست از آن خیابان وسوسه کننده! خیلی به خودم فشار آوردم که کتاب نخرم! آخرش یدونه خریدم... تهوعِ سارتر... + چند تا کتاب جیبی انگلیسی بود میخواستم بخرم واسه زبانم... اما هر چی گشتم توشون کتابی که اسمش واسم آشنا باشه نیافتم... + امروز آنالیز داشتیم... استادمون به طرز عجیبی اعصاب نداره . ای واا...

برچسب‌های محبوب

مردان سرزمین من | ماهی هنرمند | فضا زمین | مرد سرزمین من